«اجایل تقلبی» چیست؟ قسمت اول
۱۷ اسفند ۱۳۹۸
سارا رشادی‌زاده

شما چقدر با اجایل آشنایی دارید و از کجا می‌دانید تفکر اجایل جاری در سازمان شما، اجایل تقلبی نیست؟ ما در این مقاله دو قسمتی به تعریف اجایل و راه‌های تشخیص اجایل واقعی از تقلبی می‌پردازیم. با ما همراه باشید: 

اجایل (چابک) یک اصطلاح است. نمونه این اصطلاح را می‌توانید در جمله زیر ببینید:

«این روزها همه در حال انجام اجایل هستند.»

بیشتر از ۹۰ درصد مدیران ارشد شرکت‌ها، اجایل را به عنوان یک اصل پذیرفته‌اند، اما در واقع کمتر از ۱۰ درصد از آنان شرکت خود را دارای سطح بالایی از اجایل می‌دانند.

به‌همان اندازه که مردم عاشق استفاده از اجایل هستند، مشکلات و چالش‌هایی بین اجرای ایده‌آل اجایل و آنچه در واقعیت رخ می‌دهد، وجود دارد.

بنابراین اجایل چیست؟

اجایل در واقع یک فلسفه توسعه نرم‌افزار است که توسعه مکرر نرم افزاری که کار می‌کند و راه‌حل‌هایی که برای گروه وجود دارد و خود سازماندهی (self-organize) را در اولویت قرار می‌دهد. 

اجایل به‌اصلاح چتری برای یک دسته از چارچوب‌های توسعه است، اما نمی‌توان آن را اسکرام یا کانبان ترجمه کرد. گاهی سردرگمی زمانی اتفاق می‌افتد که تیم‌ها، رویکرد اجایل را با استفاده از «چارچوب اجایل» برابر می‌دانند.

چنین چارچوب‌هایی جذاب هستند، زیرا به‌عنوان راه‌حل‌های ساده برای حل مشکلات دشوار مدیریت پروژه به‌کار برده می‌شوند. 

برای دستیابی به موفقیت، تیم‌ها باید فلسفه اجایل را به کار بگیرند و طرز تفکر خود را درباره مالکیت کار، مدیریت، رابطه و وظیفه خود در برابر مشتری تغییر دهند.

در این مقاله به بررسی این موضوع می‌پردازم که چگونه اجایل واقعی از اجایل تقلبی (اجایل تقلبی) تشخیص دهید. این موضوع معمولا مرز بین موفقیت و عدم موفقیت تیم توسعه را مشخص می‌کند. 

اجایل تقلبی چیست؟

اول از همه باید بگویم که هیچ ارزیابی استانداری برای اندازه‌گیری اجایل وجود ندارد. اجایل بیش از آنکه یه چارچوب باشد، یک فلسفه است. (یا حداقل یک فلسفه بود.)

در بیانیه اجایل می‌گویند «اجایل باش» و این در تضاد با «اجایل انجام بده» است.

تفاوت اصلی همینجاست که در «اجایل بودن» فرقی نمی‌کند که از چه چارچوبی استفاده می‌کنید، زیرا مقادیر اصلی خاصی پشتیبانی می‌شوند. در عوض تقریبا همه چارچوب‌های اجایل واقعی شاخص‌های یکسانی را به اشتراک می‌گذارند.

در اینجا نموداری داریم که تفاوت بین چارچوب اجایل موفق و آنچه اجایل BS نامیده می‌شود را نشان می‌دهد:

از طرف دیگر اجایل تقلبی در واقع نوعی زباله و به عبارت بهتر یک روند شکست خورده است. در واقع هنگامی که تیم‌ها با هدف تسهیل در بازخورد مشتری کارهای بیشتری انجام می‌دهند، زباله‌های زیادی به وجود می‌آیند.

اجایل تقلبی، جعلی است. زیرا در واقع اصول چابکی را حفظ نمی‌کند. اجایل دروغین در واقع با حفظ پوششی زیبا، روش‌های سنتی را دنبال می‌کند. 

چرا اجایل تقلبی برای تیم شما بد است؟

برای درک بهتر این موضوع بیایید به برخی از باورهای رایج تیم‌هایی که رویکردی به اصطلاح چابک دارند، بپردازیم:

«اکنون ما بسیار کارآمدتر هستیم زیرا چابک شده‌ایم!»

«افراد بر فرآیندها ارجحیت دارند!»

«نرم‌افزاری که کار کند از اسناد و پروپوزال مهم‌تر است!»

همه این موارد درست است اما بسیاری در موقع پیاده‌سازی اجایل این موارد را نصفه و نیمه رعایت می‌کنند. در نتیجه فاقد تاثیرگذاری لازم می‌شوند.

برای درک بهتر خطر اجایل تقلبی اشتباه، مثال زیر را در نظر بگیرید.

یک مدیر پروژه را تصور کنید که به تازگی در استند‌آپ روزانه (اسکرام روزانه) اعلام کرده که به‌ لطف رویکرد جدید اجایل، تیم توانسته به موقع و براساس برنامه‌ریزی ۳۵ فیچر (ویژگی) را به سرانجام برساند.

آمار قابل توجهی است، اما چه کسی قصد دارد از این فیچرها استفاده کند؟ این فیچر‌ها چگونه به شرکت کمک می‌کنند تا ارزش بیشتری را برای مشتریان فراهم کند و درآمد بیشتری به‌دست بیاورد؟ چرا ۳۵ فیچر؟ آیا با دو یا سه فیچر می‌توان نتیجه مشابهی کسب کرد؟

اجایل تقلبی «ساختن چیزهای بدتری» است و فرقی نمی‌کند که شما از کانبان، اسکرام یا چارچوب شخصی‌سازی شده بسپوک (bespoke) استفاده می‌کنید.

اجایل تقلبی و اجایل واقعی: چگونه تفاوت را تشخیص دهیم؟

صحبت درباره نکات واقعی یا مبهم کافی‌ست، چگونه می‌توانید تفاوت بین اجایل واقعی و اجایل تقلبی را تشخیص دهید؟

اینجا به چند مورد اشاره شده که می‌توانید آن‌ها را مد نظر قرار دهید، اما پیش از هرچیز بگویم که این اطلاعات از منبع اصلی یعنی راهنمای DIB آورده شده که کمیته نوآوری وزارت دفاع ایالات متحده در ۹ اکتبر ۲۰۱۸ منتشر کرده است.

نادیده گرفتن کاربران

اجایل واقعی: توسعه‌دهندگان اهمیت برقراری ارتباط و درگیر کردن مشتریان و کاربران را با روند توسعه و استقرار درک می کنند. آن‌ها پیشرفت در روند توسعه را به اشتراک می‌گذارند و به طور فعال به دنبال بازخورد به منظور بهبود روند یا محصول هستند.

اجایل تقلبی: برنامه‌نویسان علاقه‌ای به برقراری ارتباط با کاربران واقعی برنامه ندارند (آزمایش و ارزیابی برنامه حساب نمی‌شود) و اگر بازخوردی وجود داشته باشد، مداوم نیست. (مثلاً فقط در شروع پروژه اتفاق می‌افتد.) 

مدیریت زمان و کاهش بازدهی

اجایل واقعی: ساختن کار را در اولویت قرار می‌دهد و اهمیت تکرار سریع را می‌فهمد. کارهای جدید به‌صورت هفتگی یا حداقل در انتهای هر اسپرینت ساخته می‌شوند.

اجایل تقلبی: به الزامات استفاده سریع از چیزهای مفید توجه دارد. به ندرت کارهای آماده‌ای دارد که در انتهای یک اسپرینت بتواند نشان دهد. برای انجام کارها یا سرعت اسپرینت را بالا می‌برند یا انجام آن را به اسپرینت بعد واگذار می‌کنند.

مسئولیت‌پذیری

اجایل واقعی: توسعه دهندگان فعال و مایل هستند که مسئولیت نقش خود را در ارائه فیچرها به مشتری بهبود در ارائه خدمات به عهده بگیرند.

اجایل تقلبی: توسعه دهندگان مسئولیت نمی‌پذیرند و با رویکردی شبیه «این کار من نیست» برخورد می‌کنند.

ساده‌سازی فرآیندها

اجایل واقعی: فرآیندها تا حد امکان به صورت خودکار انجام می‌شوند تا کارهای دستی خسته کننده انجام نشود و تمرکز اصلی بر تامین نیازها و ویژگی‌های ارزشمند برای مشتری باشد.

اجایل جعلی: فرایندها بیشتر دستی هستند در حالی که فرصت زیادی برای انجام خودکار کارها وجود دارد.

اهمیت عملکرد

اجایل واقعی: روی توسعه مکرر نرم افزار کار تمرکز می‌کند، جایی که بازخورد ذینفعان اصلی در هر مرحله بسیار مهم است.

اجایل تقلبی: بر روی انطباق و الزامات تمرکز می‌کند، جایی که کار کردن نرم افزار یک امتیاز خوب است که به طور عادی به «اسپرینت دیگر» برمی‌گردد.

رهبری اجایل اشتباه

نقش رهبری چابک غالباً به اشتباه تعریف می‌‌شود. بیشتر اوقات تیم‌های که اسکرام مستر یا مالک محصول دارند، به این نتیجه می‌رسندکه در واقع این افراد، در هر چارچوب توسعه‌ معمولی نقشی مشابه مدیر پروژه ایفا می‌کنند.

این دیدگاه، در واقع پیرو ایده «یک گلو برای خفه کردن» است. اگر قرار به استفاده از این دیدگاه باشد، انتظار می‌رود در ساختارهای سنتی توسعه مورد استفاده قرار بگیرد. جایی که مدیر پروژه وظیفه دارد تا از کارکردن تمام اعضای تیم اطمینان حاصل کند.

اجایل متفاوت است، زیرا ماهیت مسئولیت اساساً متفاوت است. افراد در یک تیم توسعه چابک باید احساس مسئولیت مشترک داشته باشند. در هر صورت اگر قرار به استفاده از ایده «یک گلو برای خفه کردن» باشد، این گلو، گلوی کل تیم توسعه است. 

مالکان محصول و اسکرام مسترها برای انجام وظایف کلیدی مانند گزارش دادن به صاحبان مشاغل و برقراری ارتباط با ذینفعان در آنجا هستند، اما نقش آن‌ها با نقش مدیر پروژه متفاوت است.

این تفاوت در رویکرد مدیریتی، تفاوت نگرش به مجازات و ترس در محیط کار را برجسته می‌کند. اگر افراد از مجازات هراس داشته باشند، می‌توان دید که در صورت شکست، خلاقیت و نوآوری آن‌ها از بین می‌رود. این نوع ترس انگیزه‌ای به همراه ندارد.

ترس از مجازات مردم را از مسئولیتهایشان دور می کند. اگر تیم شما بداند که در صورت نداشتن عملکرد خوب، با واکنش منفی مواجه می‌شوند، ناخودآگاه بیشتر شکست می‌خورند. زیرا افراد به جای تمرکز بر کار و تهیه بهترین خروجی، بیشتر انرژی خود را برای اجتناب از پاسخگویی احتمالی صرف می کنند.ادامه دارد....

ترجمه آزاد:  What is Fake Agile? Understanding the Dark Side  Agile and How to Avoid It

تهران، خیابان ابوذر غفاری، کوچه چهاردهم، پلاک ۸، واحد ۲
۲۲۵۰۵۶۶۱ - ۲۲۳۲۴۴۷۲