پنج اشتباهی که هنگام شروع برنامه‌نویسی مرتکب شدم
۱۴ بهمن ۱۳۹۸
سارا رشادی‌زاده

من چهار سال است که برنامه‌نویسی را شروع کرده‌ام که یک سال آن به‌صورت حرفه‌ای بود. سابقه حرفه‌ای من به‌هیچ‌وجه مرتبط با برنامه‌نویسی نیست.

مدرک لیسانسم در حوزه تجارت بین الملل است و بیشتر به عنوان بازاریاب آنلاین کار کرده‌ام اما بیشتر اوقات فراغتم را با یادگیری برنامه‌نویسی پر کردم.

بعد از یادگیری برنامه‌نویسی، برای شغل جدید درخواست دادم و پس از رد شدن چنین درخواست، بالاخره موفق شدم نخستین شغلم را در این زمینه به عنوان تستر نرم‌افزار به دست بیاورم.

وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم که در مسیر برنامه‌نویسی پیشرفت چشمگیری را داشته‌ام و هنوز هم هر روز چیز جدیدی یاد می‌گیرم. با این حال وقتی یادگیری برنامه‌نویسی را شروع کردم، اشتباهات زیادی انجام دادم. در اینجا اشتباهاتی که خودم مرتکب شدم را با شما به اشتراک می‌گذارم و امیدوارم این تجربه برایتان مفید باشد:

۱ یادگیری بیش از حد و همزمان زبان‌ها، فریم‌ورک‌ها (چارچوب‌ها) و ابزارها
زمانی من شروع به یادگیری برنامه‌نویسی کردم، وقت زیادی را صرف یادگیری همزمان زبان‌های مختلف برنامه‌نویسی و چارچوب‌ها کردم. فکر می‌کردم برای بدست آوردن شغلی به‌عنوان یک توسعه دهنده باید یکباره همه این موارد را یاد بگیرم. حالا که به عقب نگاه می‌کنم، می‌دانم این تفکر غلط است. من به‌طور همزمان چندین چیز مختلف را یاد می‌گرفتم اما هیچ هدف مشخصی برای تعیین نوع نقش توسعه دهنده‌ای که می خواستم داشته باشم، نداشتم. همین موضوع منجر به اشتباه دوم من شد.

۲ نداشتن هدف یا جهت
من متوجه شدم که برنامه‌نویسی را به روشی بسیار ناکارآمد آموخته‌ام. وقتی شروع به یادگیری کردم، هدف مشخصی نداشتم و برنامه‌نویسی را به‌خاطر خودش آموختم نه برای حل مشکلات. به‌همین دلیل وقت زیادی را صرف یادگیری و دوره‌های آنلاین کردم. من کلیت ماجرا را یاد گرفتم اما نمی‌دانستم چگونه می‌توانم از این دانش استفاده کنم.

به‌همین دلیل تصمیم گرفتم شیوه یادگیریم را تغییر دهم و ‌به‌جای یادگیری همه‌چیز به طور همزمان، یک زبان را انتخاب کنم و اصول آن را به بهترین شکل ممکن یاد بگیرم. من تصمیم گرفتم که روی توسعه وب تمرکز کنم و وقت خود را صرف یادگیری «جاوا اسکریپت» کنم. بدون فریم‌ورک، کتابخانه یا زبان‌های دیگر. شما هم فقط اصول ابتدایی «جاوا اسکریپت» را بیاموزید و با ساختن پروژه‌های کوچک با آن کار کنید.

۳ نبود دیباگینگ (اشکال‌زدایی)
می‌دانم که این اشتباه احمقانه‌ای است. وقتی یادگیری برنامه‌نویسی را شروع کردم، دیباگ را به کلی نادیده گرفتم. در آن زمان یادگیری برای من چندان مهم نبود و حدودا از دو سال پیش که با دیباگینگ به مشکل جدی خوردم، سعی کردم آن را به آرامی یاد بگیرم و بفهمم چگونه می‌توان کد بهتر و تمیزتری نوشت. البته هنوز هم احساس می کنم می‌توانم مهارت‌های دیباگینگم را بهبود بخشم و در حال پیشرفت هستم.

۴ خوانایی
خوانایی خطایی است که در گذشته به‌طور مرتب مرتکب می‌شدم. وقتی به کد‌های چهار سال پیش خودم نگاه می‌کنم، از اینکه چقدر منتاقض و وحشتناک بودند، گریه‌ام می‌گیرد.
نام‌های مبهم برای متغیرها، بیش از حد تو در تو نوشتن و تو رفتگی‌های متناقض از جمله خطاهایی بودند که در هنگام یادگیری کدنویسی مرتکب شدم. خوانایی اهمیت زیادی دارد. چرا که به بهبود کیفیت نرم‌افزار برای استفاده‌های بعدی کمک می کند، خطاها را کاهش می‌دهد و می‌تواند توسط سایر توسعه دهندگان هنگام همکاری مورد استفاده قرار گیرد.

۵ عدم اعتماد به‌نفس
مورد آخر بیشتر یک موضوع شخصی است که من با آن دست و پنجه نرم کردم. وقتی وارد صنعتی می‌شوید که برای شما کاملاً جدید است، همه‌چیز می‌تواند طاقت‌فرسا باشد. به‌خصوص اگر در حوزه برنامه‌نویسی با تجربه‌ای نزدیک به صفر وارد شده باشید. در حالی که به نظر می‌رید دیگران همه‌چیز را می‌دانند، شما احساس کمبود می‌کنید. فکر می‌کنید کد شما به اندازه کافی خوب نیست و قادر به نوشتن کد نیستید.

تردید و عدم اعتماد به‌نفس حس بسیار بدی است که تمام و کمال با آن روبرو می‌شوید. من آرام آرام یاد می‌گیرم که اتفاقا خوب است همه‌چیز را نمی‌دانم و همچنین یاد می‌گیرم که نباید خودم را با دیگران مقایسه کنم. من کامل نیستم و هرگز نخواهم بود و اشکالی ندارد اشتباه کنم چرا که همه این‌ها موقتی هستند. سعی می‌کنم به یادگیری ادامه دهم و تلاش می‌کنم مشکلاتم را برطرف سازم.

به‌خاطر داشته باشید که شاید برنامه نویسی دشوار باشد اما یادگیری آن غیرممکن نیست.

ترجمه آزاد:   Five Mistakes I Made When I Started Learning Programming

تهران، خیابان ابوذر غفاری، کوچه چهاردهم، پلاک ۸، واحد ۲
۲۲۵۰۵۶۶۱ - ۲۲۳۲۴۴۷۲